اشتباه استراتژیک آمریکا

آمریکاییها تنها ملتی در جهان به حساب می آیند که برای سفر به دیگر کشورها نه نیاز دارند زبان دیگری را یاد بگیرند و
نه به صرافی مراجعه کنند و پولی که در جیبشان هست را تغییر دهند،در خارج از ایالات متحده تعداد انگلیسی زبان ها و استفاده کنندگان از دلار بیشتر از آمریکا است، اما اشتباه های سیاست مداران این کشور در حال حذف این مزیت استراتژیک می باشد.


وقتی که در دهه هفتاد میلادی ایالات متحده پشتوانه طلای دلار را برداشت اقتصاد دان های این کشور ادعا کردند که اقتصادشان پشتوانه ارزشان است، بسیاری پیش بینی می کردند که ارز این کشور بی ارزش خواهد شد و کشورها به سمت ارزهای مطمئن تر دیگر خواهند رفت ولی ایالات متحده حتی با راه اندازی جنگ هم که شده بود همه را وادار کرد از دلار در معاملات خود استفاده کنند، چون یک استراتژیک ابر کلان اقتصادی پشت این تصمیم بود، آمریکایی ها توانستند هم وابستگی جهانیان را به استفاده از دلار آمریکا نگه دارند وبه مقداری که نیاز داشتند دلار چاپ و در جهان پخش می کردند. مبنای استراتژی اقتصادی آمریکا بر این بود که با این کار کسری بودجه و مشکلات اقتصادی خود را بر جهان تحمیل کنند ومجبور نباشند به تنهایی بار حدود بیست هزار ملیارد دلار بدهی خود را تحمل کند و همه اقتصاد های جهانی را به اقتصاد خود گره بزنند. به همین دلیل هم هست که وقتی مثلا اقتصاد ایالات متحده دچار مشکل می شود اقتصاد دیگر کشورهای جهان نیز دچار مشکل می شود. این استراتژی اقتصادی یک مزیت نسبی به ایالات متحده می دهد که هیچ کشوری در جهان در تاریخ از آن برخوردار نمی باشد. طی تاریخ بسیاری از ابر قدرت ها به دلیل مشکلات اقتصادی فروپاشیدند (می توان از شوروی به عنوان یک نمونه بارز در چند دهه اخیر اشاره کرد) اما وقتی ایالات متحده از این امتیاز استراتژیک برخوردار است فروپاشی اقتصاد آن به معنای فروپاشی بقیه اقتصاد های جهان نیز به حساب می آید چرا که بقیه هم به دلار وابسته به اقتصاد ایالات متحده وابسته هستند. در دهه اخیر تعدادی سیاست مداران در ایالات متحده سر کار آمده اند که متوجه ارزش استراتژیک این مزیت نسبی برای ایالات متحده نمی باشند و با وضع تحریم های مالی بر علیه دیگر کشورها فکر می کنند اینان را از اقتصاد جهانی خارج می کنند و زیر فشار قرار می دهند. بله ممکن است در کوتاه مدت چنین اتفاقی پیش آید اما در دراز مدت چنین نیست و این تصمیمات قطعا به ضرر ایالات متحده تمام می شود. امروزه کشورهایی که با چنین تحریم هایی مواجه هستند به فکر افتاده اند که ارتباط اقتصادی خود را خارج از حوزه دلار آمریکا تعریف کنند و تن دادن دیگر کشورها به این ماجرا زمینه از هم پاشیدن استراتژی ابر کلان اقتصادی ارزی ایالات متحده را رقم می زند. ایران که امیدوار بود پس از برجام سیستم بانکی جهانی برایش باز شود ومتوجه شد آمریکایی ها هنوز اصرار دارند از حربه دلار بر علیه آن استفاده کنند با کشورهای دیگر قرارداد هایی را به امضا رسانده تا این کشورها از ارزهای متقابل استفاده کنند و دیگر به دلار وابسته نباشند. روسیه هم چنین توافقاتی را با دیگر کشورها داشته و دارد. دیگر کشورها هم که این رفتار ایالات متحده را مشاهده می کنند به فکر می افتند که وابستگی خود به دلار را کم کنند. چین بزرگترین طلبکار ایالات متحده ، امروزه به سمت امضای قرارداد هایی با دیگر کشورها پیش می رود که در آن دیگر از دلار استفاده نشود. هند هم همچنین. همین مورد در مورد بسیاری کشورهای دیگر نیز صدق می کند. همه کشورهایی که به این سیستم می پیوندند خود به خود از سیستم استراتژیک اقتصادی ایالات متحده خارج می شوند، سیستمی که حتی زمانی ایالات متحده حاضر بود برای برقرار ماندن آن جنگ نظامی راه بیاندازد. خروج کشورهای مختلف، مخصوصا آنهایی که از اقتدار اقتصادی — سیاسی و نظامی بزرگی برخوردار هستند، منجر به آن می شود که در صورت سقوط مجدد اقتصاد ایالات متحده این کشورها دیگر به همراه اقتصاد ایالات متحده متضرر نشوند و عملا سقوط اقتصاد آمریکا به معنای صعود اقتصاد این کشورها خواهد بود. با اینکه بسیاری اشتباه های استراتژیک را به اشتباه های سیاسی و نظامی گره می زنند اما چون همه تصمیمات سیاسی و نظامی ایالات متحده وابسته به منافع اقتصادی آن است می توان گفت این اشتباه استراتژیک می تواند برای ابر قدرتی ایالات متحده نابود کننده باشد.