تاثیر برنی سندرز بر انتخابات آمریکا: پایان یک شروع نگارش از پانته‌آ بهرامی

تاثیر برنی سندرز بر انتخابات آمریکا: پایان یک شروع
نگارش از پانته‌آ بهرامی
با پیروزی هیلاری کلینتون در ایالت کالیفرنیا و برگزاری آخرین انتخابات مقدماتی در روز سه شنبه در واشنگتن نامزدی وی بعنوان کاندیدای حزب دمکرات برای ریاست جمهوری تقریبا حتمی است. این انتخابات با وجود داشتن کاندیداهایی از طیف راست (ترامپ) و چپ (سندرز)، و اولین کاندیدای زن در نوع خود انتخاباتی منحصر بفرد است.

برآمدی از جنبش ۹۹ درصدی
در جامعه آمریکا بر عکس آنچه در فیلم های هالیودی نشان داده می شود، فاصله طبقاتی زیاد است. بر اثر سیاست های حاکم و به ویژه رشد سرمایه مالی این فاصله در سال های اخیر بیشتر هم شده است. فشار بر روی طبقه متوسط و اقشار پایین جامعه افزایش یافته است، بسیاری با داشتن چند شغل نمی توانند براحتی زندگی روزمره خود را تامین کنند. یکی از دلایل برآمد خیزش ۹۹ درصدی ها سود جویی های وال استریت و قرارگرفتن ثروت در دست یک درصد جامعه بود. حرکت سندرز بر روی چنین زمینه ای رشد کرد.

رضا قریشی استاد اقتصاد در آمریکا در گفتگو با یورونیوز می‌گوید: «سندرز به یک‌باره بوجود نیامد. مردم آمریکا از سیاست های حاکم ناراضی هستند، رشد ترامپ و رشد سندرز بر روی این نارضایتی ها شکل گرفته است. اما سندرز برآمدی از جنبشی است که خواهان توزیع ثروت است، یعنی علیه یک درصدی ها یا وال استریت که اکثر ثروت و سرمایه را در چنگ خود نگاه داشته اند.»


بسیج جوانان

بخاطر نارضایتی مردم از کل حاکمیت، درصد شرکت در انتخابات پایین است. در دوره دوم بوش میزان شرکت آمریکایی ها در انتخابات ریاست جمهوری تنها ۴۷ درصد بود. در دوره اوباما میزان شرکت آمریکایی ها در انتخابات از ۶۲ درصد در دور اول او به ۵۷ درصد در دور دوم (۲۰۱۲ میلادی) کاهش پیدا کرد. بسیاری اساسا با رای دادن قهر کرده و معتقد بودند که تفاوتی بین دو حزب حاکم نیست. توماس اسمیت استاد جوان کالج برگن درایالت نیوجرزی می‌گوید، من اساسا در انتخابات شرکت نمی کردم ولی به کمپین سندرز رای دادم. وجود کمپین سندرز باعث شد بسیاری از جوانان پای صندوق های رای در انتخابات مقدماتی بروند. در فاصله این ۸ سال بسیاری در آمریکا به سن رای رسیده‌اند و تمایل دارند سخنان جدیدی بشنوند. سندرز چهره‌ای کاریزماتیک نیست، گذشته‌اش و مخالفت وی با جنگ در عراق به محبوبیتش کمک کرده است، افزون بر همه اینها خواست ها و مطالباتش برای طبقه متوسط و جوانان جذاب است.
طرح گفتمان سوسیالیزم

در آمریکا پس از دوران پیگرد چپ ها و کمونیست ها در دوران مک کارتیزم، جنگ سرد و اساسا مخالفت با هر نوع سوسیالیزم، حتی این کلمه نوعی فحش محسوب می شد. رضا قریشی استاد اقتصاد و اقتصاد سیاسی خاطره ای را تعریف می کند: «به یاد می آورم، دو دهه پیش وقتی دوست دختر کره ای من در آمریکا با من قهر کرد، به‌عنوان فحش به من گفت، سوسیالیست». یعنی تا این حد این کلمه بار منفی داشت و تابو محسوب می شد. او معتقد است که جوانان آمریکایی حافظه تاریخی ضعیفی دارند و این دوران را بیاد نمی آورند.
او ادامه می دهد، اکنون با رشد کمپین سندرز، برای مثال در دانشگاه بسیاری از دانشجویان من خود را مارکسیست و سوسیالیست می خوانند. سندرز هم با سوسیال دمکرات خواندن خود این گفتمان را به میان عموم برد و در رسانه‌ها مطرح کرد. به نوعی تابوی سوسیالیست شکسته شد و بار منفی آن زدوده گشت. با وجود اینکه پیروزی هیلاری قطعی است، سندرز می خواهد تا پایان دوره مقدماتی بماند و علت آن به طرح خواست ها در رسانه‌های مسلط بر می گردد.


خواست دولت رفاه

مطالبات برنی سندرز طرح دولت رفاه است، مثل آنچه که در سوئیس یا دانمارک وجود دارد. وی با اینکه صحبت از انقلاب سیاسی می کند، در واقع خواهان اصلاحات در چارچوب حاکمیت سرمایه است، مثل محدود کردن وال استریت، تحصیل رایگان تا پایان مقطع کالج، حداقل دستمزد ۱۵ دلار در ساعت، مالیات بر ثروتمندان و بیمه های درمانی همگانی و عدم استفاده کاندیداها از حمایت کنسرن ها و شرکت های بزرگ.

به گفته رضا قریشی حتی منابع مالی اوباما به ترتیب وال استریت، هالیود، سیلیکون ولی (Silicon Valley/ محل حضور یسیاری از غول‌های انفورماتیک جهان)و بعد مردم بودند. در اروپا به علت سازماندهی مزدبگیران بسیاری از این خواست ها در دولت رفاه صورت گرفته است. در آمریکا تنها ۵ درصد کارگران در اتحادیه‌‌های کارگری سازمان یافته‌اند. تشکل معلمان از همه اصناف دیگر قوی تراست. با این حال عدم وجود سازماندهی از پایین، طرح و تحقق این خواست ها بتعویق انداخته ‌است. سندرز موفق شد این خواست‌ها را در سطح وسیعی مطرح کند.

سرمایه داری در آمریکا بسیار به منافع خود آگاه است و هر گونه مبارزه طبقاتی را مهار کرده است. سندرز می دانست که حتی اگر در مقابل هیلاری می برد، امکان پیروزی‌اش در مقابل جمهوری خواهان کم بود، با اینکه اساسا قبلا عضو حزب دمکرات هم نبود، تا پایان انتخابات مقدماتی برای طرح خواست ها در سطح عموم به کمپینش ادامه داد.


سوق حزب دمکرات به سمت چپ

رضا قریشی استاد اقتصاد و علوم سیاسی بر این باور است که سیاست های بیل کلینتون همسر هیلاری حزب دمکرات را به طرف میانه و راست سوق داد. تا آن زمان وال استریت تنها از جمهوری خواهان حمایت می کرد. سرمایه مالی آنجا متوجه شد که می تواند از هر دو حزب حمایت کند و به خواست هایش هم برسد، که در دوره بیل کلینتون موفق هم شد. اما به میدان آمدن سندرز و طرح خواست‌های دولت رفاه حزب دمکرات و هیلاری را مجبور به چرخش به سمت چپ کرد. برای نمونه در یکی از مناظره ها بین هیلاری و برنی، سندرز از حداقل حقوق ۱۵ دلار و کلینتون از ۱۰ دلار در ساعت دفاع می کرد. در پایان مناظره هیلاری به ۱۴-۱۵ دلار در ساعت تن داد. در موارد دیگر مثل تحصیل رایگان تا پایان کالج شاید در حال حاضر امکان پذیر نباشد، ولی امکان اصلاحاتی در این مورد وجود دارد.


رضا قریشی/فیسبوک

به گفته رضا قریشی وام دانشجویی دومین بدهکاری بزرگ آمریکایی هاست. حتی اگر فرد اعلام ورشکستگی کند، باید وام دانشجویی خود را پرداخت کند. نرخ سود وام های تحصیلی اکنون بین ۵ تا ۶ درصد است. برای نمونه الیزابت برن، سناتور حزب دمکرات پیشنهاد کرده است که سود بانکی به ۰/۲۵ درصد کاهش یابد و شرایط دادن بورس سهل تر و بیشتر شود. استدلالش هم این است که دولت (بانک مرکزی) به همان اندازه که به بانک ها قرض می دهد، به دانشجویان هم با همان نرخ سود، وام دانشجویی را عرضه کند.

به هر صورت برنی سندرز با این انتخابات رفتنی است، پایان یک شروع. او احتمالا حمایت خود را از هیلاری برای استحکام حزب دمکرات و پیروزی در مقابل ترامپ اعلام خواهد کرد. آنچه از او می ماند تاثیری است که بر روند انتخابات و پروسه مطالبات حزب دمکرات داشت. تاثیری که برآمده از خواست های طبقه متوسط آمریکا است که از وضع موجود ناراضی و مایل به تغییر اوضاع است.

نگارش از پانته‌آ بهرامی