نیشکر هفت تپه به صورت پنهانی خصوصی شد

• اینها که خریدند، هنوز کاملا شفاف نیست که چه کسانی هستند فقط می گویند فلانی اینقدر سهام دارد دیگری اینقدر سهام دارد. ما ندیدیم، ولی این که کی خریده است و بخشنامه ای باشد که رسما اعلام شود فلانی یا فلان نهاد خریده همچو چیزی وجود ندارد ...


واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه به بخش خصوصی پیوسته باعث نگرانی و اعتراض کارگران این شرکت بود و آنان طی چند سال اخیر به اشکال مختلف کوشیدند دولت را از این اقدام منصرف کنند ولی دولت احمدی نژاد و به دنبال آن دولت روحانی بی توجه به امنیت شغلی کارگران سیاست واگذاری را پیش بردند و سرانجام نیشکر هفت تپه به صورت پنهانی به بخش خصوصی واگذار شد.
بنا به گزارش «کانون مدافعان حقوق کارگر» دو شرکت پیمانکاری در استان لرستان به نام های زئیوس و آریاک با پیش پرداخت 6 میلیارد تومان شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را خریداری کردند.
بحث خصوصی سازی این واحد تولیدی به بهانه فرسودگی خطوط تولید، زیان ده بودن و بدهی های بسیار زیاد اواخر دهه هشتاد مطرح شد. در این سال ها قلمه زدن و کشت نیشکر در هفت تپه، به حدی کاهش یافته بود که بیم آن می رفت که کشت نیشکر در خوزستان که یکی از گونه های خاص نیشکر در دنیاست، کاملا پایان یابد. اما پس از اعتراضات گسترده کارگران دراین سال ها و تشکیل سندیکای نیشکر هفت تپه، سرانجام در سال ۱۳۹۱ پروژه بازسازی و نوسازی تجهیزات مکانیکی با هدف افزایش تولید شکر، بر عهده شرکت نوسازی صنایع ایران قرار گرفت و کشت نیشکر که می رفت در خوزستان پایان یابد، دوباره احیا شد و فعالیت کارخانه ادامه یافت. حال پس از 4 سال سرانجام این شرکت به بخش خصوصی واگذار شد.
بنا بر نوشته «کانون مدافعان حقوق کارگر» شرکت نیشکر هفت تپه در حالی به بخش خصوصی واگذار شده که «کارفرما هنوز بابت دستمزد ماه‌های دی و بهمن و نیز پاداش پایان سال تقریبا به ۱۵۰۰ کارگر بدهکار است که باید تعیین تکلیف شود.»
در رابطه با خصوصی سازی این واحد، «کانون مدافعان حقوق کارگر www.kanoonm.com با نیکوفرد و بسحاق دو تن از نمایندگان سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه گفتگو کرده است. متن این مصاحبه را می خوانید:

با سلام و تشکر از وقتی که به ما دادید. چند سال از تشکیل سندیکای هفت تپه گذشته است. الان می خواهیم ببینیم در وهله اول در حال حاضر وضعیت شرکت به چه صورتی است و در وهله دوم فعالیت های سندیکا چگونه است ؟

فریدون نیکوفرد:پاسخ به این سوال دو بخش است. وضعیت الآن شرکت بهتر از زمانی است که سندیکا تشکیل شد. قطعا با توجه به فشارهایی که در آن زمان توسط کارگران وارد شد، دولت مجبور به عقب نشینی از سیاستهای خود شد. آقای احمدی نژاد در زمان انتخابات گفته بود که کارخانه هایی که بیش از 50 سال کارکرده و فرسوده شده اند، باید تخته شوند. اگر به یاد داشته باشید محسن رضایی نیز به او ایراد گرفته بود. اما فعالیت سندیکا باعث شد به شرکتی که این آقایان می گفتند باید درش تخته شود، بودجه دادند و با وجودی که تابستانها تولید نداشت و تولید تا 30 هزار تن کاهش می یافت، ولی به واسطه فشارهای کارگری باعث شد تا موقعی که خصوصی شد، حقوقها مرتب پرداخت شود. درست است که شرکت به ظرفیت اصلی تولیدش نمی رسید. با توجه به اینکه سرمایه گذاری کلانی باید دربخش هایی صورت میگرفت که نیاز به اصلاحات داشتند، اصلاحاتی که انجام نمی شد. مثلا به خاطر این که تولید به آن ظرفیت اسمی اش برسد، نیروگاه توربین می خواهد یا کوره بخار تغییراتی می خواهد که ظرفیتشان بالاتر برود و اگر نرسد با مشکل مواجه می شویم. این مسایل وجود دارد اما در مسایل صنفی، کارگران به هیچ وجه با مشکلی مواجه نشدند. 
الان، زمانی که شرکت در حال خصوصی شدن است، 650 نفر از کارگران هستند که کارفرما هنوز 4 درصد سهمش را بابت بیمه آنها واریز نکرده، 650 نفر داریم که باید بازنشسته شوند، 100 نفر داریم که هنوز زمان خاتمه کارشان نشده... طی چند سال حق بیمه اینها مرتب پرداخت می شد، ولی از زمانی که بحث خصوصی شدن جدی شد، چون می دانستند شرکت در حال خصوصی شدن است، این مبالغ را پرداخت نکردند و ان ها را انداخته اند گردن کارفرمای جدید. (خریداران) مبلغی در حدود 60 میلیارد تومان سهم 4 درصد را باید دولت برای بیمه بپردازند.
طی این سالها، از زمان تشکیل سندیکا، از نظر صنفی برای کارگران مزایایی را به دست آوردیم، ولی متاسفانه به دلیل اینکه اجازه فعالیت به سندیکا ندادند و فضا را امنیتی کردند، ما فعالیت رسمی نداشتیم؛ البته جلساتی برگزار می کردیم وانتقاداتی می کردیم و به هر حال کارهایی کردیم. آن مزایا همچنان پا برجاست. حقوقها را پرداخت می کردند و مثل قبل نمی توانستند با آن بخشنامه هایی که از طرف دولت می آمد کار را بخوابانند و حقوق و مزایا پرداخت نکنند. در این مدت هم کارگران جرات پیدا کردند. 
شاید ما دست به عصاتر حرکت کردیم اما در این اعتصابات کسانی تربیت شدند که نگران بودند. موج دوم اعتصابات که اتفاق افتاد آنها فعالیت کردند که کارگران به مطالباتشان برسند. شاید 40 یا 50 تا اعتصاب برای پی گیری مطالباتمان داشتیم که حقوق مان پرداخته شد. دیگر به آن شکل نیست که کسی بترسد. کلا نگرانی ما این بود که کارگران از این بترسند که ما اخراج شویم. روزی که آقای نجاتی اخراج شد ما به او گفتیم بیا ما تو را به شرکت می بریم، ببینیم چه کسی می گوید تو اخراجی و باید بروی بیرون؟ تا کارگران از این که آقای نجاتی اخراج و بیکار شده و معیشتش قطع شده، نترسند که معیشتشان قطع شود. چون ما سندیکایی ها بیش از همه واقفیم که باید برای کار بزرگ هزینه بزرگ داد و ما افتخار می کنیم که برای جامعه کارگری کار کردیم این یک کار کارگری بود که ما انجام دادیم، به قول معروف این حرکت ما مثل حرکت حسین فهمیده بود و لازم بود این حرکت صورت بگیرد تا حداقل کارگران 6 سال در رفاه زندگی بکنند و خانواده هایشان مشکل معیشت نداشته باشند و شرکت پا برجا بماند. 
اگر ما این کار را نمی کردیم شرکت به اینجا نمی رسید که شرکت این گونه به اینها تحویل داده بشود. هفته پیش نیز در هفت تپه بالا در جلسه ای به آنها گفتم: "دو هزار هکتار را ما سندیکائی ها از شما طلبکار هستیم، چون چند سال پیش این دو هزار هکتار زمین را می خواستند به قیمت بسیار پایین به افرادی از بخش خصوصی واگذار کنند. ما نگذاشتیم و حتی می خواستند در قبال موافقت ما، هدایایی به ما بدهند، ما نپذیرفتیم. آنها می خواستند مثل گوسفند قربانی زمینهای هفت تپه را تکه تکه اش کنند. زمینها را به کسی بفروشند و کارخانه را هم همینطور به کس دیگر... ولی حالا که کلا واگذار شده، شاید به این شکل بهتر باشد تا جزء جزء فروخته شود، چون اگر جزءجزء میشد کارگران بیشتر به استثمار کشیده می شدند حالا که شرکت کلا واگذار شده اتحاد سابق بین کارگران هنوز وجود دارد. ولی یک سیاستی در کل کشور وجود دارد که متاسفانه وارد سیستم هفت تپه نیز شده است می خواهند کارگر به صورت قرارداد دائم نباشد، به صورت قرارداد مستقیم نباشد، به صورت پیمانکاری باشد، روزمزدی باشد تا آن وحدت وهمبستگی بین کارگران بوجود نیاید.
الان به عنوان مثال کارگران نی بر، کارگران روزمزد حق ندارند نماینده داشته باشند. در انتخابات شرکت نمی کنند. این به نفع کارفرماهاست و دیگر به راحتی می توانند کاری کنند که کارگران به مطالباتشات نرسند. متاسفانه این ضعف بزرگی است و هدفمند، دولت هم از نظر امنیتی این کار را می کند که به این شکل که کارگران تشکل یابی نکنند چون دولت احساس خطر می کند چرا که از اتحادیه می ترسند، می ترسند مثل برزیل و فرانسه سندیکاها قدرت بگیرند. از این جای کار می ترسند، از فریدون نیکوفرد نمی ترسند.

هرجایی که خصوصی شده کسانی که آن به اصطلاح موسسه یا بنگاه اقتصادی را خریدند، هدفشان این بوده که سود ببرند. هدفشان این نبوده که بیایند و خدمت کنند و آن واحد تولیدی را توسعه دهند و مشکلاتش را حل کنند. بسیاری از دارایی و مایملک آن بنگاه را قیمت گذاری کردند که این مقدار را بفروشند تا این مقدار پول دستشان بیاید، آن را بفروشند آن مقدار پول دستشان بیاید، معمولا به اصطلاح خریداران خصوصی پولی به دولت نپرداختند یا یک وامی گرفتند و بخشی از قیمت تعیین شده را به صورت پیش پرداخت دادند و بقیه را هم از فروش کالاها، ماشین آلات و زمین های آن واحدهای تولید کم و بیش پرداخت کردند و نتیجه تعطیلی کارخانه و بیکاری کارگران شد؟ به نظر شما، این مساله برای هفت تپه پیش نخواهد آمد؟

آقای نیکوفرد: الان بابت شرکت هفت تپه حدود100میلیارد تومان پرداخت کردند، از مبلغ نزدیک به 1000 میلیارد تومان. ما خودمان هم می توانستیم بخریم. ما به نماینده شهر نامه دادیم و گفتیم ما کارگران صنایع به این شکل عمل می کنیم: ما کارگران خودمان را باز خرید می کنیم. بابت سنوات به هر کدام از ما سالی 3 یا 4 ماه پرداخت می شود با این پول ما شرکت را می خریم و دوباره خودمان، خودمان را استخدام می کنیم با همان وضعیت قبل. 
اما متاسفانه نماینده شهر کوتاهی کرد. اگر نماینده فعالی داشتیم و پی گیری می کرد، قطعا حمایت می کردند، کارگران موفق می شدند. متاسفانه اینجا از کارگران حمایت نمی شود. ما کارگران در اینجا تنها هستیم. اگر ما اینجا اینطور عمل می کنیم با تهران فرق می کند. چون ما اینجا دست تنها هستیم و تنهایی باید برنامه ریزی، اقدام و پی گیری بکنیم، هزینه بدهیم. تمام بار این هزینه ها روی دوش ماست، ما تنهاییم. درسته کمک های فکری به ما شد، از جاهایی از نظر رسانه ای همکاریهایی شد، از نظر رسانه ای شما با ما همکاری کردید، از نظر حقوقی کانون وکلا، ولی قطعا آن کمکی که در منطقه باید به ما می شد صورت نگرفت. آن جایی که باید کمک می شد، نشد. مگر ما چه می گفتیم؟ شکوفایی شرکت و منطقه، شغل برای بچه هایمان ایجاد شود، کسانی که شاغل هستند شغلشان را از دست ندهند، ولی متاسفانه نشد. 
طبق مزایده تا 5 سال نباید تغییراتی از نظر نیروی انسانی، یعنی ریزش نیروی انسانی، نباید صورت بگیرد. نباید تغییر نوع کشت و تغییر کاربری صورت بگیرد. ولی واقعیت این است ما از این شرایط نگران هستیم. آن شب آقای بسحاق بودند توی جلسه. من گفتم:" اگر می خواهید کاهش هزینه بدهید دنبال این نباشید که از سفره کارگران کم کنید. اگر تو این فاز بروید، حقیقتا این خط قرمز ماست. شما اگر می خواهید دنبال سود و درآمد بیشتری باشید بروید به دنبال آوردن طرحهای تشویقی باشید که منجر به بالا بردن تولید شود."

شما از جلسه ای صحبت می کنید که این افراد به اصطلاح از بخش خصوصی می خواستند این بنگاه اقتصادی را بخرند و در آن جلسه صحبتهایتان را کردید. می توانید توضیح دهید چه صحبتهایی کرده اید. می شود مفصل توضیح دهید چه کسانی شرکت را خریدند؟

اولا اینها که خریدند، هنوز کاملا شفاف نیست که چه کسانی هستند فقط می گویند فلانی اینقدر سهام دارد دیگری اینقدر سهام دارد. ما ندیدیم، ولی این که کی خریده است و بخشنامه ای باشد که رسما اعلام شود فلانی یا فلان نهاد خریده همچو چیزی وجود ندارد.

آیا مزایده ای گذاشته شده است؟

مزایده شاید یک طرفه بوده.

یعنی مزایده علنی نبوده؟

نه. ولی به شکلی این مزایده برگزار شده است. شخصی به اسم آقای کیانی که از مهندسان شرکت است دو بار در مزایده شرکت کرد، ولی مزایده برگزار نشد. بار سوم که آقای کیانی شرکت نکرد، برگزار شد وآقای کیانی چون پایان سال بود و می ترسید مطالبات کارگران را نتواند جوابگو باشد، شرکت نکرد و گفت من بعد از سال مالی می توانم در مزایده شرکت کنم و فکر می کنم این خریداران به طور یک طرفه آن را خریدند و شرکت این گونه به آنان واگذار شد.

یعنی به صورت ضابطه ای نبوده و رابطه ای شرکت واگذار شده است؟ معمولا شرکت را باید در بورس ارائه دهند و مزایده باشد.

مزایده بوده و به شکل مزایده ای واگذار شده است.

بخشنامه کردند در سطح شرکت؟

نه در سطح شرکت بخشنامه ای نکردند، بلکه به روزنامه ها بخشنامه دادند. از نظر روال واگذاری ظاهرا قانون ا جرا شده است. تو سایتها، سایت خصوصی سازی اگر مراجعه کنید، اسنادش هست. اما ننوشته به چه کسانی واگذار شده است. شرایط هست ولی از این که واگذاری به چه اشخاص یا نهادی است، خبری نیست. من به آنها گفتم شما با چه مجوزی وارد شرکت شدید؟ شما چه کاره هستید؟ آمدید و می گویید که شرکت را خریده اید، درحالی که نه نماینده مجلس، نه مسئولین استان و نه سازمان گسترش به ما چیزی نگفته است. کی به شما اجازه داده وارد شرکت شوید؟ الان هم که شما اینجا نشستید ما برحسب مهمان نوازی به شما راه دادیم. روی چه اصولی آمدید قبل از این که نامه ای صادر شود قبل از این که بگویند و نامه رسمی شود، آمدید واتومبیلها را از مدیران قبلی شرکت گرفتید، امکانات را گرفتید، ساختمانها را گرفتید ... آن روز شدیدا اعتراض کردیم. گفتیم که در رابطه با ورود شما به شرکت و این که شما شرکت را خریدید،هیچ چیز شفاف نیست.

این اعتراض چه تاریخی بود؟

اوایل اسفند 94 صاحبان جدید وارد کارخانه شدند و اتومبیلها و ساختمانها را تحویل گرفتند و گفتند ما شرکت را خریدیم و صاحبان جدید کارخانه هستیم. ولی هنوز نمی دانیم چند درصد کارخانه را خریده اند. بعضیها می گویند 85 درصد سهام شرکت را خریدند و بعضی ها می گویند 100 درصد، یعنی کل شرکت را خریده اند. اما برخورد و نظارتشان به خوبی نشان می دهد که کل شرکت را خریده اند و هیئت مدیره قبلی کاملا کنار رفت. متاسفانه یا خوشبختانه هنوز سال مالی به پایان نرسیده!! چون توضیحات و چیزهایی می خواهند، ولی اینها همین طور آمدند و مستقر شدند.

یعنی شرکت از بخش دولتی به خصوصی واگذار شد، بدون این که برگه ای یا نامه ای ارائه شود که این مدعیان جدید(خریداران) چه کسانی هستند؟

بله تا چند روزهر دو گروه درگیر بودند. هیئت مدیره دولتی می گفتند ما قانونی هستیم و سرکاریم و اینها حق ندارند وارد شرکت شوند و به ما کارگران می گفتند، نگذارید اینها وارد شوند و جلوی آنها بایستید. ما جواب دادیم شما روی چه اصولی تغییر و تحول کردید و همه چیز را تحویل دادید، از اتاقها تا کلید و اسناد مدارک و مهر وغیره ... حالا به ما می گویید مانع آنها شویم؟!
- با توجه به حرفهای دوستمان نیکوفرد من که بیرون هستم و نگاه می کنم البته به عنوان کسی که سالیان سال در شرکت کارکرده و بازنشسته شدم (نیکوفرد: بازنشسته گیت قانونی نیست) به هرحال چون الان شاغل نیستم متاسفانه به رغم میل خودم، منتهی بحث واگذاری و خصوصی ما نه فقط در هفت تپه بلکه در کلان شرکتها در سطح کشور می بینیم، بحث خصوصی سازی نیست، بحث خودمانی سازی است. حالا شاید روی کاغذ به قول گفتنی یک سری تبصره و قانون بیاید، اما می بینیم خصوصی سازی می رود به طرف یک طیف خاصی که وابسته به دولت هستند. (جناح خاصی از حکومت)
نیکوفرد: این در واقع شاید یک خصوصی سازی شبه دولتی است.
بسحاق: حرف شما کاملا درست است وما این جواب را از آنها گرفتیم. آقای نیکوفرد از آقای افشار که قائم مقام شرکت است، پرسید آقا به ما یک توضیح بدهید که چه کسی این شرکت را خریده است؟ سهامش مال چه کسی است؟ ما باید بدانیم. گفت 30 درصد مال آقای رستمی چگنی است، 30 درصد آقای اسدبیگی و30 درصد شرکت زئوس.
نیکوفرد: گفتم راجع به شرکت زئوس توضیح بدهید؟ می گویند 30درصد سهامش مال آقای رستمی چگنی است و جواب داد شرمنده من نماینده شرکت زئوس هستم و شرمنده نمی توانم بیشتر توضیح بدهم. 
بسحاق: گفت اینها سهامدار اصلی هستند هم حرف شما را تایید می کنم وهم تکذیب می کنم، تایید به خاطر این که هیات مدیره اصلی که در تهران کار می کنند از آقایون سرشناس کشوری و در سایه هستند، از اینجا تکذیب می کنم که نمی توانم اسم بیاورم چون وظیفه من نیست اسم بیارم. شرکت زئوس شعب متعددی دارد از جمله زئوس لرستان که سهام شرکت نیشکر هفت تپه را خریداری کرده است.
- حالا ببینید در ارتباط با همین کسانی که سهام شرکت را خریدند، من در صحبتها که شنیدم و آقای نیکوفرد در آن جلسه با این حضرات صحبت کرده بود، یک سوال برای من پیش آمده بود که یکی از این حضرات که آمده وصحبت کرده بود، می گفت به رغم بدهی این شرکت ما آمدیم و سهامش را خریدیم، یعنی مالکیتش را به قول گفتنی تقبل کردیم.
نیکوفرد: گفت دولت پول ندارد، گفتم دولت با چاه های نفتش پول ندارد، شما پول دارید؟ گفت بله. گفتم چطور چنین چیزی امکان دارد؟
- حالا یکی از این کارگران پرسید شرکت210 یا 260 میلیارد بدهی دارد، شما چطوری خریدید؟ گفت نه شرکت 410 میلیارد بدهی دارد. معلوم نیست به کی بدهی دارد؟ به دولت؟ به بخش خصوصی؟ معلوم نیست به کی بدهی دارد؟ الان یک سوال پیش می آید کسی که سرمایه گذاری در مجتمعی می کند به دنبال این است که یک ریالش بشود دو ریال، به قول دزفولی ها "قرش قرش رومیاره" یعنی ریال ریال را می آورد، خب چه منافعی در جریان است؟ پشت این مالکیت خصوصی واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه چه قدرتی هست؟ چه نفوذی هست؟ به رغم این که اینها می دانند شرکت 260 یا 410 میلیارد بدهی دارد، آمدند و بدهی این شرکت را تقبل کردند. آیا یک عقل سلیم یا یک انسان سالم یا یک شخص عادی که یک مغازه کوچک می خرد حالا از یک بدهی اگر شروع نکند، از یک سرمایه حداقلی شروع می کند. یعنی صفر صفر شروع می کند. ولی اینها بقول خودشان 400 میلیارد بدهی دارد و این چه جریانی است که اینها آمدند علیرغم بدهی شرکت را می خرند؟
حالا اینها به کنار، ما می بینیم زمینهای کشاورزیش و کارخانه ای که خودم 25 سال در آن کار کردم، از لحاظ قطعات و ماشین آلات صنعتی 80 درصد فرسوده هستند، البته می شود چیزهایی را جایگزین کرد، ولی خیلی چیزها را نمی توان جایگزین کرد. خیلی چیزها باید فوندانسیونش عوض شود، حالا با ساده ترین شکل فکر کنید چه تفکر یا انگیزه ای پشت این هست که بیایند و هفت تپه را بخرند؟

خب قدمی که اینها برداشتند اشتباهه. قدمی که در همه شرکتها برداشتند، بیایید این 400 میلیارد بدهی را بگذارید کنار، اینکه شرکت را کی فروختند؟ آخر سال مالی آن 3 یا 4 ماه مطالبات کارگران بابت عیدی و پاداش و غیره پرداخت نشده، پس اون می یاد جزو بدهی ها... همچین حقه بازیهایی آخر سال می کنند و می گویند بدهی شرکت این مقدار بالاست و ما اومدیم خریدیم که قیمت را بیارند پایین.

نیکوفرد: شرکت را عمدا و هدفمند در جهتی بردند که بگویند حالا ما می خواهیم آن را محض رضای خدا احیا کنیم. بعد جالب این است که اینها کجا سرمایه گذاری می کنند؟ خودشان می دانند که ما مافیای آقازاده ها داریم که شکر وارد می کنند. من بارها در مصاحبه هایم گفتم و هیچ ابایی هم ندارم. بارها در تمام خبرگزاریها همین لفظ را به کاربردم. الان ما مافیای شکر داریم که هیچکس زورش به آنها نمی رسد. متاسفانه بنگاههایی که شکر وارد می کنند یا از آقازاده ها هستند یا نهادهای دولتی هستند. بعد تولید شکر این جا هم به صرفه نیست، پس چه هدفی دنبال می کنند که آمدند؟ آنها دنبال سود هستند و من کارگر می دانم با تولید شکر قطعا به سود نمی رسند، پس قطعا برنامه دیگری دارند.

با شکر به سود نمی رسند با زمین ها که به سود می رسند؟

آنها تعهد 5 ساله می دهند که تغییر کاربری ندهند.

اما ما در استانهای دیگر تجربه تغییر کاربری را توسط این شرکتهای هلدینگ داشته ایم...

بسحاق: ببینید ما الان بیش از دو هزار هکتار زمین بایر داریم که قابل کشت هستند. اینها آمدند نگاه کردند و گفتند ما چندین کارخانه می خواهیم احداث کنیم. مثل مربا سازی، رب سازی یا همین الان دارند کارخانه الکل سازی را راه اندازی می کنند، خوراک دام راه اندازی شده، اینها دنبال این هستند که شرکتهای کوچک و جمع وجوری در کنار نیشکر بزنند و قیمت زمینهایی که خریداری کرده اند را با بدهی ها ی شرکت مقایسه کنید، مطمئنا ارزش زمینها چندین برابر گرانتراست. آنها اهداف دیگری نیز دارند و می گویند هدف ما فقط شکر نیست مطمئن باشید ما شرکتهای بزرگی در کنار شرکت هفت تپه خواهیم زد.

ببینید زمینهای شرکت هفت تپه همواره از حاصلخیزترین زمینها بوده است (سیستم آبیاریش هم کم نظیر است) یک چنین شرکتی چرا باید زیان بدهد؟ زمین خوب دارد، آب دارد و تکنولوژی دارد بنا براین چرا باید زیان بدهد؟ اصلا این معقول نیست.

نیکوفرد: می دانید چرا مشکل وجود دارد؟ به جای این که با 30 متر آبیاری کنند، هدفمند 15 متر آبیاری می کنند. این یک مورد مرتب برق را قطع می کنند. خوراک دام را می گویند به صرفه نیست، در حالی که جاهای خصوصی دیگر که تولید می کنند و می فروشند، به صرفه است. بیمه را باید به موقع پرداخت کنند. همینطور هزینه آب را، امورمالیاتی بدهی روی دست شرکت می گذارد. گاز مرتب قطع می شود. در چنین شرایطی شرکت ورشکسته می شود. به طورمثال، وقتی قطعه ای خراب می شود، مثلا توربین خراب میشود، نیاز به توربین است تا ما از برق شبکه استفاده نکنیم؛ توربین تهیه نمی کنند که ما از برق شبکه استفاده کنیم تا هزینه ها افزایش بیابد، اینها باعث می شود که تمام هزینه ها جمع شود. بدهی های شرکت از سال 82 تا کنون انباشته شدند و تا الان پرداخت نکردند. این مربوط به یکی دوسال اخیر نیست. هدفمند گذاشتند هزینه ها جمع بشود تا بگویند شرکت مقروض و بدهکار است. از نظر تولید نیز در این شرایط قرارش دادند. مدیر بحران نمی آوردند، مدیری می آوردند که حسابی شرکت را ورشکست کند.
بسحاق: بخشی از مشکلات به مدیران نالایقی که می آمدند نیز مربوط است. فقط در زمانی که مدیریت تولید با مددی بود که خودش از بچه های نیشکری بود، تولید شکر از 10 هزار تن به 70 هزارتن رسید. تنها کسی بود که به مجموعه کمک کرد. قبل و بعدش ما چنین مدیری نداشتیم. سال 87 تا 90مدیر بسیار خوبی بود. الان هم پی گیر هستند به هر شکلی شده دوباره او را وارد مجموعه کنند. من چند نشست با آنها داشتم. دیدگاهشان بد نیست، خوب است. آدمهایی هستند که شبانه روز دارند تلاش می کنند و دنبال این هستند چون که سرمایه و پول گذاشتند، نیامدند پولشان را دور بریزند.
- بخش خصوصی همیشه ابتدا حرف قشنگ می زند ...

اینها تنها نیستند و ما می دانیم واردات بالای شکر منجر به فروش نرفتن شکر تولید داخل شد علاوه بر همه مسایلی که همگی مطرح کردند به طور کلی واردات شکر با قیمت پایین تر از شکر تولید داخل یکی از اصلی ترین دلایل ورشکستگی کارخانه های قند و شکر است. اینطور نیست؟

نیکوفرد: دوتا حالت دارد این خریداران یا تصمیم دارند در بلندمدت نوع کشت را تغییر دهند یا ساختار کارخانه را کلا تغییر دهند و یا بدون مطالعه اقدام به خرید این کارخانه کرده اند و اگر مورد دوم باشد به طور قطع ضرر می کنند و ورشکست می شوند.

اینها تمام جاهای دیگه که این کار را کردند مورد مشخص الان لوله سازی را داریم...

نیکوفرد: البته مورد اول که گفتم این نیست که شکوفایی بشود اینجا یا تولید نیشکر بالا برود یا طرحهای جایگزین یا تغییر کاربری که اهداف دیگری دارند

اینها از اسفند 90 دنبال خرید بودند و ظاهرا با کاغذپارس هم مذاکراتی انجام دادند و این خریداران در واقع واسطه هستند. سندیکای کارگران برای حل این مشکل چه کار کرده است؟ برای مقابله با این مساله کارگران نظرشان چیست؟ شما به عنوان اعضای قدیمی سندیکا آیا فکر می کنید مدیریت جدید بتواند مشکلات را حل کند؟ و یا فکر می کنید این مدیریت جدید واقعا می خواهد کار کند و وضعیت برای کارگران بهتر می شود؟

نیکوفرد: خدمت شما عرض کنم نمی دانم هوشنگ درویش را به یاد دارید یا نه شرکت که خصوصی شد، کاری کردند به ذلت رساندنش تا تقاضای بازنشستگی داد و رفت، اینجا هنر این است که نماینده کارگر در یک شرکت خصوصی باشی. چرا؟ چون در شرکت خصوصی به خاطر مطالبات کارگران، اگر جلوی کارفرما بایستی باید هزینه بدهی وهزینه اش بسیارسنگین است. البته ما را به جرم سیاسی محکوم کردند. چون شرکت دولتی بود، وزیر صنایع به وزیر دیگر می گفت:"به اینها یک گوشمالی بده." اما اینجا خیلی مهم است از کارگران و حقوقشان دفاع بشود و این خیلی حیاتی و مهم است چون الان بیش از همیشه کارگران بی کس تر شده اند. اگر نماینده قوی نداشته باشند، به ذلت و خفت می افتند قطعا. بخش خصوصی در مقابل مطالبات کارگران مقاومت می کند و حتما دولت از بخش خصوصی حمایت می کند و می گوید ما باید از سرمایه گذاری و تولید حمایت بکنیم. سیاست الان همین است برنامه ششم هم همینطوراست. 
متاسفانه الان شرایط برای کارگران بسیار سخت تر شده و ما نگران آینده هستیم وبه این دلیل احساس تکلیف کردیم و وارد عرصه شدیم تا از حقوق صنفی کارگران دفاع بکنیم، و امیدوارم با فعال شدن سندیکای کارگری به اهدافمان برسیم ما باید خیلی پی گیری بکنیم تا رسالتی که بر دوش داریم با سندیکا از رفاه کارگران حمایت کنیم. چون با سندیکا کارگران به رفاه می رسند، اگر تشکل آزاد نباشد قطعا کارگران با شورای اسلامی به جایی نمی رسند ما باید متحدتر از قبل باشیم البته احتیاج به حمایت نیز داریم.

وقتی شما راجع به خصوصی سازی با کارگران حرف می زنید الان کارگران چه می گویند؟

نیکوفرد: کارگران الان برای آینده شغلی شان بسیارنگران هستند. اصلا خوشبین نیستند این حرفهای قشنگی که می زنند به هیچ عنوان شاید 5 درصدی هم نپذیرند که ما به این شکل کار انجام می دهیم و شغل ایجاد می کنیم. عملا کار باید انجام بگیرد تا ما باوربکنیم. تجارب خیلی جاهای دیگر نشان داده که خصوصی سازی با توجه به این که دولت حمایت نمی کند یا یارانه سهم تولید را نمی پردازد، با توجه به این که دولت سیاستهای بسیارغلطی دارد و با توجه به این که تحریمها هنوز هستند و آن چیزهایی که می گویند انجام نشده و قطعا مشکلات مالی وجود دارد و درحالی که سرمایه گذاران مشکلات خاص خودشان را دارند، ما خوشبین نیستیم که شرکت حتی اگر واقعا نیتشان خیر باشد و صادقانه بگویند باز هم به اهدافشان برسند با این سیاستهای دولت و با توجه به رانت موجود.

باتوجه به صحبتهای شما خصوصی سازی ابزاری است برای کنترل تشکلهای صنفی و سندیکاهای کارگری آیا این درسته؟

نیکوفرد: عملا اینطور میشود. چون هزینه فعالیت به عنوان نماینده کارگر بالا می رود. ما بیرون از نیروی کارنیستیم. ما هم شاغلیم. مثلا کارفرما می گوید آقای فریدون نیکوفرد این شغل را لازم نیست شما انجام دهید و مثل آقای درویشیان، لازم نیست 5 شنبه و جمعه سرکاربیایید. مستقیم نمی گوید چرا نماینده کارگری؟ ترمز دستی ات را میکشند یا به شکلی دیگر با تو مخالفت می کنند، تا از حقوق کسی دفاع نکنی، به فکر فقط تثبیت شغل خودت باشی، کاملا مشخص است. به خاطر این مسئله است که احساس خطر می کنیم.

یک سوال از آقای بسحاق، شما میان کارگران هستید آیا کارگران به سندیکا اعتماد دارند؟ آیا زیاد سراغ سندیکا می آیند؟ آیا از سندیکا می خواهند برایشان کاری انجام دهد؟

بسحاق: خواستن که نمیخواهند. ما خودمان همیشه جلو بودیم اما هر موقع جلو بودیم تا حدودی حمایت کردند. همیشه هم گفتند که حق و حقوق ما را بچه های سندیکا در آوردند بعد از آن اضافه حقوقی که آقای نیکوفرد زحمتش را با بچه های سندیکا کشید یا طرح طبقه بندی اجرا شد من خودم با بچه های شورا صحبت کردم. آنها گفتند تلاش ما بوده، ولی ما گفتیم نه 18 سال این قضیه خواب بوده و استارت طبقه بندی را خود بچه های سندیکا سال 88 زدند. با بچه ها که رفتیم تهران تو وزارت کار گفتند باید شکایت مدیرعامل را بکنید که جوابش آمد واز آن تاریخ به بعد مجبور شدند این کار را پی گیری کنند. چون نمی توانستند کار را بخوابانند به جرات می گویم، باز طبقه بندی که به حقوق بچه ها اضافه شد از زحمات بچه های سندیکا بوده است، یا همین حق وحقوق آخری که پرداخت کردند باز زحمتش را آقای نیکوفرد با توافق سندیکا کشیدند. بخشنامه ای از آنها گرفتیم که یه رغم این که دوتا بخشنامه داده بودند که ما به این شکل پرداخت می کنیم، نکردند به آنها در جلسه گفتیم این بخشنامه ها چیست که شما می زنید یک طرفه به قضاوت نشستید و بخشنامه ای تنظیم کردید. شما با کی مشورت کردید؟ طرف مقابلتان چه کسی بوده؟ نماینده واقعی کارگران ما هستیم ولی بخشنامه سوم را که ما گفتیم دقیقا دارند اجرا می کنند... در واقع گفتند هرچه شما بگویید ما بخشنامه می کنیم بخشنامه در اختیار شما...

یعنی مدیریت تقریبا الان سندیکا را قبول کرده؟

نیکوفرد: الان این بخشنامه ای را دارند اجرا می کنند که توافق با سندیکا بوده است. من به آنها گفتم من و بچه های هیات مدیره سندیکا به کارگران می گوییم بروند سر کار. ما شخصیت مان را الکی بدست نیاوردیم. شخصیت ما خیلی بزرگتر از این است که فکر میکنید. ما کارگریم. بروید به رسانه ها نگاه کنید تا ما را بشناسید. گفتم ما شخصیت مان را گرو می گذاریم، اگر قرار است اعتصاب بشکند و تولید ضربه نخورد، بچه ها می روند سرکار. ولی اگر پرداخت نکردید ما آنجا اعتصاب غذا می کنیم و ... شخصیتمان را پیش کارگران گرو گذاشتیم و بعد با کارگران صحبت کردیم و رفتند سرکار و خوشبختانه بعد از آن نشست، مشکلی برای حقوق نداشتیم و مرتب برای حقوق با ما در تماس هستند و اگر حقوق این ور آن ور شود اول از همه با ما تماس می گیرند. مثلا با قائم مقام مدیرعامل صحبت کردم وگفتم بخشنامه را اجرا نکردید؟ گفت: چرا. چک را دادیم تا کار اداریش انجام شود، اما خوردیم به آخر وقت و تعطیل است. شنبه حتما پرداخت می شود عیدی و حقوق با هم و اگر تا پنجم پرداخت نشود ما پی گیری می کنیم و از آنها می خواهیم که اجرا کنند. چون می دانند کارگران به خاطر اعتماد به ما رفتند سرکار. کارگران به ما اعتماد دارند و ما رابط امینی برای آنها هستیم.

یک نتیجه گیری بکنیم، گرچه خسته تون کردیم. به رغم این که در خارج این طورمنعکس شده که سندیکای هفت تپه دیگر مثل قبل فعال نیست و یک اسم از آن باقی مانده و بعضی ها می خواهند بگویند سندیکا بینتیجه بوده تا کارگران را مایوس کنند، اما به نظر می رسد سندیکای هفت تپه بسیار قوی تر و بسیار عمیق تر از گذشته در حال فعالیت است؟

نیکوفرد: ما با توجه به شرایط زمانه حرکت کردیم با توجه به وضعیت موجود این که نگاهمان به دور و برمان هست و با توجه به این که شرایط را درک کردیم و می دانیم حساسیتها چیست، هزینه ندهیم. ما پی گیر بودیم که سندیکا باید فعال باشد و آزادانه فعالیت کند. متخلف دولت است که به مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار عمل نمیکند. ما تخلفی نمی کنیم اگر فعالیت سندیکایی داشته باشیم. ما دراین مدت تلاش کردیم سندیکا فعال باشد و کارگران نیز سندیکا را متقابلا قبول دارند و ما همیشه پی گیر مطالبات کارگران بودیم. شاید در رسانه ها ما کم رنگ بودیم، ما در همه اعتراضها شرکت کردیم و بیانیه دادیم به وزیر نامه نوشتیم ... چطور ما فعالیت نداشتیم؟ موقعی که ما صراحتا از رئیس جمهور و وزیر خواهان آزادی سندیکا شدیم ... دیگر باید چه کار کنیم؟ هزینه اش را دادیم و زندان رفتیم ...
بسحاق: سندیکای هفت تپه مثل جاهای دیگر نیست. واقعا ما دور افتاده ایم و واقعا مظلوم واقع شدیم ولی در این بین، ما مرتب پی گیر کار خودمان بودیم ولی ما امکاناتی نداریم به قول خودتان بچه ها با زندان رفتن هزینه دادند، هیچ حمایتی نشدند از هیچ جا 
نیکوفرد: ما از لحاظ کاری هم محدودیت داریم. الان قرارداد ما یک ساله است. ما رفتیم قراردادها را پس دادیم و گفتیم ما اینطور کار نمی کنیم. قرار شده همه قراردادها را خودم جمع کنم و به آنها بدهم و بگوییم نوع قرارداد ما باید تغییر کند این قراردادی که صادر شده نه قانونی و نه منصفانه و نه عادلانه است.

در رابطه با این که رسانه های خارج گفتند سندیکای هفت تپه غیر فعال است؟

نیکوفرد: ما میدانی فعالیت داشتیم آیا فعالیت فقط راه اندازی اعتصاب است؟

بسحاق: آیا سندیکا وظیفه اش تجمع وتعطیل کردن تولید است. ما همیشه مدافع حقوق کارگر هستیم به اندازه ای که هم خودمان زیاد هزینه ندهیم و هم تولید نخوابد. اگر قرار باشد تولید بخوابد من ضرر می کنم.
نیکوفرد: مهمتر از همه، شاید آنها می خواهند ما ابزار دست آنها باشیم. قطعا ما مستقلیم، صنفی عمل می کنیم. شاید آنها خواسته هایی دارند که ما نمی خواهیم به آنها تن بدهیم. ما با توجه به شرایط موجود خودمان حرکت می کنیم. اگر آنها می توانند 5 درصد از کارها و فعالیتهای ما را انجام دهند، اگر 5 درصد امتیازاتی که ما با توجه به جو سرکوبی که وجود داشت و با توجه به این که برای سندیکا شمشیرها از غلاف بیرون است و امنیت شغلی و معیشت ما و خانواده مان را ببینند به چه شکل زندگی کردیم و می کنیم، کارنامه شان مثل ما نه مثل ما، 40 درصد مثل ما باشد قبول می کنیم که ما غیرفعالیم.
می گویید خارج از کشور! متاسفانه کسانی که ارتباط اینترنتی و این بحث ها را دارند و این بحث ها رفاقتی هست، نظر شخصی می دهند، نمی آیند تحقیقات بکنند. من پارسال بود به شما گفتم سندیکای ما اینطوری است، ما ارتباطاتمان را داریم، نشستهایمان مرتب برگزار می شود، نه به شکل خیلی سازمانی، ولی به مناسبتها ما بیانیه دادیم.ا آقایانی که اشاره شد نیستند و نمی آیند ارتباطی با سندیکا ندارند. جدی می گویم ما همه اش بیرون را مقصر ندانیم، ما خودمان نیز مقصریم. چون فرض، من با دیگران ارتباط ندارم، می گویم دیگر ارتباطی نیست و چیزی وجود ندارد. اگر بر طبل اختلاف بکوبیم دشمن شاد کن شدیم. وزارت کار باید ما را به عنوان نماینده کارگران بپذیرید.

با توجه به فعالیتهای آرام و در سکوت شما، با توجه به وضعیت شرکت در حال حاضر فکر می کنید یک مصاحبه به این شکل چه کمکی به شما و کارگران می کند؟

نیکوفرد: من مطمئنم اگر رسانه ای مشکلات ما را پوشش نمی دادند و شناخته شده نبودیم این برخوردی که با ما کردند خیلی شدیدتر و بدتر بود. پوشش مشکلات و مسائل کارگران توسط رسانه ها باعث می شود چه کارفرما چه دولت درهر کاری که بخواهند بر سر کارگران بیاورند تاثیر گذار باشد و هرگونه حمایت رسانه ای و حقوقی پشتیبان ما کارگران است.

با تشکر از وقتی که به ما دادید و با آرزوی موفقیت برای کارگران نیشکر هفت تپه