سحر بهشتی خواهر جان باخته راه آزادی وعدالت ستار بهشتی : عشق و صفا و يكرنگى در حال رخت بر بستن از جامعه ماست و تلاش براى احياى آن ضروريست.
با خستگى راه، راهى جلسه آقاى نوريزاد شديم برگزارى نمايشگاهى با عنوان عشق كه سراسر شوق و شور و عشق بود. در ميانه مجلس آقاى نوريزاد هديه اى را بعنوان روز تولدم بمن اهدا كرد، حقيقتا انتظار اين كار را نداشتم و به قول اونور آبى ها سورپرايز شدم. نوريزاد سخنانش را با اين جملات آغاز كرد ” این تابلوهای عشق رابعشق گوهرعشقی و ایستادگیش” ميکشم، خستگى از جانم بدر رفت و انرژى مضاعف براى بودن و پيمودن مسير در كنار مادر. ظاهرا همه بايد اعتراف كنيم كه
عشق و صفا و يكرنگى در حال رخت بر بستن از جامعه ماست و تلاش براى احياى آن ضروريست.
مادر نيز در اين مراسم از من و همسرم عزيزم مصطفى بخاطر همراهى تشكر كرد. در آن لحظه فكر ميكردم چرا مادرم از بودن ما تشكر ميكند؟ مگر نه اينكه بايد باشيم و در ركابش بمانيم؟ شايد اين مادر داغديده بخاطر بودن على رغم تهديدات قدردان ماست؟ شايد فكر ميكرد ما نيز به سان برخى معلوم الحال براى مقطعى خواهيم بود؟ شايد تلاش براى دور كردن ما از كنار مادر و عدم توانايى براى ساكت كردن مادر؟ اين ها فكر آن لحظات كوتاه من بود.




