بازخوانی پرونده یک قتل: چه کسی هاله سحابی را کشت؟

علی مطهری : وزیر پیشین اطلاعات به نقش ماموران در این قتل اعتراف کرده
کلمه – با گذشت بیش از چهار سال از مرگ مظلومانه هاله سحابی، علی مطهری در سخنرانی روز ۱۶ آذر خود از نقش یکی از ماموران امنیتی در قتل هاله سحابی و اعتراف وزیر اطلاعات وقت به این موضوع در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس پرده برداشته و خواستار توضیح و عذرخواهی مسئولان از مردم و خانواده آن مرحومه شده است.
علی مطهری تاکنون چند بار در سخنان خود به مرگ هاله سحابی و نقش یک مامور در آن اشاره و تصریح کرده است که اگر مامور خطایی انجام داده باید برای مردم توضیح داده شود و از مردم عذرخواهی شود. او که این بار به صراحت از اعتراف وزیر پیشین اطلاعات به این موضوع نیز سخن گفته، خطاب به مسئولان می گوید: آنقدر نترسید و قداست بیجا برای نظام ایجاد نکنید، اگر بگوییم که اشتباه کرده‌ایم نظام آسیب نمی بیند.

هاله سحابی دین پژوه و فعال حقوق بشر در جریان مراسم تحلیف احمدی نژاد در ۱۴ مرداد ماه دستگیر و به جرم شرکت در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی به دو سال حبس محکوم شد.پس از شدت گرفتن بیماری عزت الله سحابی، هاله سحابی برای دیدن پدر به مرخصی آمد و در حین تشییع جنازه به شهادت رسید.

هاله چگونه کشته شد؟

بر اساس شهادت همراهان و شاهدان عینی، مرگ مظلومانه هاله سحابی پس از آن اتفاق افتاد که یکی از ماموران حاضر در صحنه برای خارج کردن قاب عکس پدرش از دست او، با وی درگیر شد و با آرنج به قفسه سینه او زد و پس از آن بود که هاله نقش بر زمین شد و دیگر برنخاست.

هرچند مقامات قضایی پس از این واقعه تلخ اعلام کردند که در اولین فرصت به این مساله رسیدگی می شود، اما پس از گذشت نزدیک به یک سال محسنی اژه ای در یک نشست مطبوعاتی مدعی شد که در پرونده های هدی صابر و هاله سحابی نتیجه گیری کلی انجام شده و براساس آخرین نظریات پزشکی قانونی کسی در این خصوص مقصر نیست!




ادعای سخنگوی قوه قضاییه در حالی عنوان می شد که علی مطهری، نماینده مجلس پیش از آن در جریان شهادت ستار بهشتی و لزوم عذرخواهی از خانواده های قربانیان به صراحت گفته بود: در مسئله مرگ خانم هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش مرحوم مهندس سحابی، بنده سؤالی از وزیر اطلاعات کردم و در کمیسیون امنیت ملی به ایشان عرض کردم که این اتفاق نه خواست شما و همکارانتان و نه خواست مقامات بالاتر بوده، بلکه مأموری سهواً برخورد خشنی با او کرده و با توجه به ناراحتی قلبی و هیجانی که هاله سحابی داشته به زمین افتاده و از دنیا رفته است. چرا شما به خاطر خطای سهوی یک مأمور از خانواده سحابی و مردم عذرخواهی نمی‌کنید و واقعیت را به مردم نمی‌گویید تا علاوه بر افزایش اعتماد مردم به نظام، ‌فرصت عرض اندام از مخالفان نظام گرفته شود؟

اینکه چرا نظام آبروی خود را به تخلف یک مامور اطلاعاتی امنیتی گره می زند، امر تازه ای نیست. طی سالهای اخیر مرگ مظلومانه هدی صابر، ستار بهشتی، هاله سحابی، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، تعدادی از زندانیان سیاسی در زندان، قتل های زنجیره ای و … از جمله مواردی است که می توان نام برد. تخلفاتی که توسط مامور یا گروهی از ماموران خودسر اتفاق افتاده است و مقامات قضایی به جای اعتماد سازی و رسیدگی به تخلفات مجرمان، با تبرئه یا تعیین جریمه های اندک با اعتبار و حیثت قوه قضاییه و نظام بازی کرده اند.

برای حفظ نظام هر کاری می توان کرد؟

همزمان با بزرگداشت روز دانشجوی امسال در دانشگاه شهید بهشتی، علی مطهری در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در مورد پرونده هاله سحابی بار دیگر از بی عدالتی در قوه قضاییه پرده برداشت و گفت: در مورد مرگ مرحوم هاله سحابی نیز وقتی از وزیر اطلاعات وقت خواستیم که در این مورد توضیح دهد و پرسیدیم علت این اتفاق چه بوده است جواب دادند که این یک تخلف از سوی ماموران ما بوده است اما وقتی ما به ایشان گفتیم چرا بابت این حادثه از خانواده سحابی عذرخواهی نمی‌کنید واکنشی ندیدیم؛ چراکه عده‌ای معتقدند باید برای حفظ نظام هر کاری انجام شود و ظاهرا همه را برانداز می‌بینند مگر آنکه خلافش ثابت شود.

مختومه اعلام کردن پرونده قتل هاله سحابی و عدم محاکمه و تنبیه مامور خاطی امنیتی در حالی صورت می گیرد که هر روز شاهد حبس و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه نگاران و هنرمندان به بهانه های واهی هستیم.

مرگ مظلومانه هاله سحابی و دفن شبانه او واکنش های گسترده ای در عرصه بین المللی به همراه داشت و انتظار می رفت با توجه به جایگاه ویژه خانواده سحابی در پیشبرد انقلاب اسلامی اقدام درخوری برای رسیدگی به این پرونده صورت بگیرد و حداقل با مامور متخلف برخوردی شود. اما قوه قضاییه که در رسیدگی به پرونده فعالان سیاسی و روزنامه نگاران به سرعت و شدت عمل می کند، بعد از شش ماه از تشکیل پرونده، از خانواده او درخواست “شاهد” کردند. این درخواست در حالی صورت گرفت که از تمامی مراسم فیلمبرداری شده بود و به راحتی می توانستند با مروری به فیلم های گرفته شده، مامور خاطی را شناسایی کنند. اما قوه قضاییه مثل همیشه از این کار سر بار زد و به جای تعقیب و بازداشت مجرم، شاهدان این حادثه را بازداشت کرد!

شهادت های صریح شاهدان

نوه آیت الله منتظری که در آن زمان برای مدتی بازداشت شد، وقتی قوه قضاییه درخواست شاهد کرده بود، نوشت: اینجانب حامد منتظری به حکم صریح آیه قرآن کریم گواهی و شهادت می‌نمایم که در جریان تشییع پیکر مرحوم مهندس عزت الله سحابی شاهد ضربه‌ای به بالا تنه خانم هاله سحابی بودم که پس از آن خانم هاله سحابی به حالت غش بر زمین افتاد و فرد ضارب بلافاصله خود را در میان مامورین نیروی انتظامی و لباس شخصی که در پشت سر او بودند کشیده و از صحنه فرار نمود. اینکه آیا خود ضربه باعث فوت ایشان شده باشد یا شوک حاصل از ضربه و اینکه در هر یک از این موارد چه نوع قتلی رخ داده‌ است قابل تشخیص اینجانب نیست اما به طور حتم ضربه در فوت ایشان تاثیر داشته‌ است و لذا به صراحت می‌توان گفت که خانم هاله سحابی به قتل رسیده‌ است. اینجانب حاضر به تکرار شهادت فوق در هر دادگاه صالحه‌ای می‌باشم.

حسین شاه حسینی از فعالان ملی مذهبی و از حاضران در مراسم تشییع جنازه عزت الله سحابی درباره علت مرگ هاله سحابی گفته بود که جوانی با ته آرنج به سینه هاله سحابی زد و او به زمین افتاد.

در همین حال حبیب الله پیمان که هاله سحابی را تا بیمارستان همراهی کرده بود گزارش داده بود هاله در حالی که عکس پدر را در دست داشت دوش به دوش تعدادی از خانم‌ها حرکت می‌کرد که با ممانعت ماموران روبرو شد و پــس از قدری گفت وگو و مشاجره چند گامی بیش جلوتر نرفته بود که با یک هجوم عکس‌ها را از دست او و همراهان ربوده بی‌ اعتنا به اعتراض هاله که این عکس پدر من است و تصریح همراهان که ایشان دختر مهندس سحابی است، پاره کردند.

شاهدان می‌گویند هاله برای پس گرفتن عکس پدر قدم جلو گذاشت و سعی کرد عکس را از دست مهاجم خارج کند که با ضربه دو دست به عقب پرت شد. هاله تعادل خود را از دست می‌دهد و نقش زمین می‌گردد. دست کم دو شاهد دیگر گفته‌اند درست پیش از آنکه هاله بر زمین بیفتد یک لباس شخصی با آرنج بر پهلوی هاله می‌کوبد و او بر زمین می‌افتد.

هرچند قوه قضاییه هیچ یک از این شواهد را نپذیرفت و اعلام کرد که این مرگ فقط یک مرگ طبیعی بر اثر فشارهای وارده روحی بوده است اما باز هم مانع از برگزاری مراسم تشییع و تدفین و ترحیم این بانوی شهید شد و خانواده برای اعلام این خبر که مرگ طبیعی بوده است تحت فشار قرار گرفتند.

پرونده ای در کنار دیگر پرونده های بی نتیجه قضایی

با گذشت سالها، تاکنون از سوی گروهها و شخصیتهای سیاسی اظهار نظرهایی مبنی بر رسیدگی به پرونده شهادت هاله سحابی منتشر شده است، اما حاکمیت این پرونده را نیز مانند پرونده قتل های زنجیره ای، ستار بهشتی، هدی صابر، کوی دانشگاه و کهریزک بی هیچ نیتجه عادلانه ای مختومه اعلام کرده است و مجرمان واقعی به سزای عمل خود نرسیده اند.

افکار عمومی که شاهد تبرئه و مجازات اندک عوامل قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک بوده، امیدی به این ندارد که قوه قضاییه بتواند به تخلفات عمدی و سهوی ماموران خود که عامل مرگ یک انسان بی گناه شدند، رسیدگی کند. اما این پرسش همیشه بدون پاسخ باقی می ماند که چرا اعتبار و مشروعیت یک نظام سیاسی باید با تخلفات عده ای مامور که مدعی هستند بدون برنامه قبلی منجر به خسارات غیرقابل جبران شده اند، گره خورده است.

چرا سیستم قضایی در یک بررسی عادلانه خاطیان را به جزای اعمال غیرانسانی خود نمی رساند و چرا با چشم پوشی و اغماض نسبت به متخلفان راه برای تخلفات بیشتر هموار می شود. هزینه مجازات این خاطیان چگونه محاسبه می شود که قوه قضاییه حاضر است به خاطر آنان تمامی قوانین مدنی و کیفری را زیرپا گذاشته و به قیمت بدبین کردن مردم نسبت به قوه عدلیه از جرم های مشهود این خودسران بگذرد؟ این مامور و ماموران از پشتیبانی کدامین نهاد حکومتی برخوردارند که می توانند بی هیچ مانعی به تخلفات خود ادامه دهند و اعتبار و مشروعیت یک نظام را زیر سوال برند؟